محمد باقر النجفي
90
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
انجام چنين كارى رضا داد . وى در يكى از روزها پس از اداى نماز ظهر بر فراز منبر رفت و چنين اعلام كرد : « أيّها النّاس ، إنّي قد أردتُ أن أهدم مسجد رسولاللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - و أزيد فيه و أشهد لسمعتُ رسولاللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - يقول : من بني للَّهمسجداً بني اللَّه له بيتاً في الجنّة و قد كان لي فيه سلف و إمام سبقني و تقدمني عمربن الخطاب كان زاد فيه و بناه و قد شاورت أهل الرأي من أصحاب رسولاللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - . فاجمعوا على هدمه و بنائه و توسيعه » . « 1 » البته طبق آوردهء محمود بن لبيد كه امام بخارى در « صحيح » و مسلم در « صحيح » و بغوى در « شرح السّنه » به آن اشاره كردهاند ، مردم با توسعهء مسجد پيامبر ، موافقت كامل داشتند ، ولى : « و احبّوا أن يدعه على هيئته ! » « محمودبن لبيد » عقيدهء عمومى را در خصوص توسعهء مسجد ، چنين ثبت كرده است كه : « فإنّما كرهوا منه بناءه بالحجارة المنقوشة لا مجرّد توسعته » . « 2 » از سويى ديگر ، بلاذرى در « انساب الأشراف » « 3 » از مالك بن انس ، از زهرى گفت : « عثمان ، مسجد النّبى را توسعه داد و ده هزار درهم سيم را از اموال خود ، صرف آن نمود . ولى مردم مىگفتند : مسجد پيامبر را توسعه مىدهد در حالى كه طريق و راه او را وارونه عمل مىكند » ؛ « قال : وسّع عثمان مسجد
--> ( 1 ) . « اى مردم مىخواستم مسجد رسول اللَّه را خراب كنم تا آن را توسعه دهم . شهادت مىدهم كه شنيدهام رسول اللَّه مىگويد : كسىكه مسجدى را بنا كند ، خداوند منزلى براى وى در بهشت مىسازد . اسوه و امامى پيش از من اين كار را كرده است و عمر بن خطاب مسجد را توسعه و تجديد بنا كرده است ، با بزرگان از صحابه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مشورت كردم همگى بالاتفاق نظر دادند كه آن را خراب و مجدداً توسعه و تجديد بنا گردد . » ( 2 ) . « نظر او را كه مسجد را با سنگهاى كندهكارى شده و تزيينى بنا گردد ، نپسنديدند ، نه اينكه توسعه نيابد . » ( 3 ) . جزو 5 ، ص 38